خداحافظی با بزرگترین وابستگی دنیا
سلام دونه ی انارم......دخترم...
عزیزکم بر خلاف احساسات مادرانه ام
شب جمعه مورخ نهم آبان رفتیم حرم حضرت معصومه برای اجرای مراسم شیر گرفتن از دختر گلمون...![]()
بعد از زیارت نشستم با آرامش کامل در کمال حضرت معصومه از اعماق وجودم بهت شیر دادم و
سوره ی یاسین میخوندم
و به آب اناری که از قبل آماده کرده بودم می دمیدم.
نمی تونستم باور کنم که این آخرین دفعه هست که بهت شیر میدم
دلم به حالت میسوخت
لحظه ایست آن لحظه !!! آن لحظه که مرا با تمام وجود نازنینت طلب میکنی....
کاش زمان متوقف شود خلوتی دو نفره،
من و چشمان ناز تو،
من و دستان کوچکت،
عشق من و آرامش تو، مادرانه هایم ارزانی ات...
شیرخواره ی من، شیره ی جانم هزاران بار بکامت باد.
شیر دادن مادر به بچه احساسی عجیبه که نمیتونم شرح بدم ولی بگم که حس شیرینه و فقط اونایی که تجربه کردن احساس منو درک می کنند.![]()
خب بگم از شب شیر گرفتن.. خلاصه بعد از اینکه شیرتو کامل خوردی نشستی و آب انار بهت دادم که بخوری
. خیلی کم خوردی برات نگه داشتم تا بعدا بهت بدم. آخه این آب انار رو فقط باید خودت تنهایی بخوری.![]()
خدا جووووووونم این دوران شیردهی رو از من قبول کن..![]()
آخر شب که برگشتیم خونه موقع خواب منتظر شیر بودی
برات ننو یا به قول خودمون اردکانیا اللگ بستیم و بهت موبایل دادم تا برات لالایی بخونه خدا رو شکر برای شب اول بد نبود..
فرداش خیلی منتظر بودی هی میرفتی متکا میاوردی بهم میگفتی با یعنی بخواب وقتی میخوابیدم یادت میومد و میگفتی أه.. صورتت حالت بغض داشت..
بعدازظهر ها بیشتر وقتا بابایی ساعت سه میره کلاس و هشت شب میاد خونه و من و شما تنهاییم. اون روز هم تنها بودیم و خیلی بهونه گیری میکردی..
خیلی دلم گرفته بود خیلی میخواستم بهت شیر بدم....
پا به پای تو گریه میکردم و از خدا طلب صبر میکردم ..![]()
خدای من دعایم را با شکر نعمت ها و لطف هایت شروع می کنم و اعتراف میکنم که بهترین بنده ها را به من داده ای.![]()
خدایا می دانم که از همه مهربان ها مهربان تری و دیده ام که از همه بخشنده ها بخشنده تری، اما با وجود گذشت و بخشندگی ات اگر یک روز از نافرمانی ها و ناشکری های من خسته شوی ، بهتر از هرکس دیگر میتوانی مرا مجازات کنی. چون میدانی من از چه چیزهایی می ترسم و یا با از دست دادن چه کسی بیشتر زجر میکشم....![]()
اینجا داری حاضر میشی بریم حرم ![]()

السلام علیک یا حضرت فاطمه معصومه...![]()

دختر گلم در جوار حضرت معصومه.. ![]()

![]()

![]()

توی شبستان...gif)

شما خودتو صاحب موبایل من میدونی..![]()

![]()

بعد از شیر خوردن.. داری آب انارتو میخوری...![]()

![]()

![]()

مراسم به پایان رسید و داریم برمیگردیم.. توی صحن شما آب دیدی و گیر دادی میخواستی بمونی. هوا هم سرد بود بابایی به زور بغلت کرد...

میخواستی دستاتو تو آب کنی......![]()

با کلی زحمت راضی شدی .gif)

و این کیک خوشمزه هم به مناسبت شیر گرفتن دخترم که دختر خوبی بود و خیلی مامانشو اذیت نکرد چند روز بعد خونه مامان جون خودم درست کردم..

![]()



خداحافظی با بزرگترین وابستگی دنیا
